محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
134
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
ألا يا عين فاحتفلى بجهد * ومن يبكى على الشهداء بعدى « 1 » على قوم تسوقهم المنايا * بمقدار إلى انجاز وعد « 2 » امام فرمود : باكى نباشد آنچه خداى خواهد ، خواهد شدن . ذرود دو تن از بنى أسد گفتند چون حج بگزارديم ، همّت بر ملازمت حسين گماشتيم وبه شتابى هرچه تمامتر بر اثر أو روان شديم تا بنگريم كه مآل « 3 » حال أو بر چه صفت خواهد بود ؟ ودر ذرود « 4 » بدو پيوستيم . مگر مردى از كوفه همىآمد ، چون حسين را بديد از راه كناره شد . حسين اندكى درنگ فرمود وگويى ديدار أو مىخواست وروان گشت . وما جانب آن مرد شديم وبدو سلام كرديم وگفتيم : تو از كدام نژادى ؟ گفت : از بنى أسد . گفتيم : ما نيز اسدى باشيم . اگر از كوفه خبري باشد ما را بازگوى . گفت : من از كوفه بيرون نشدم مگر آنكه ديدم كه مسلم بن عقيل وهانى بن عروه را بكشتند وگرد بازار وبرزن برآوردند واز بلنديها درآويختند . وما از اين سخن بسى كوفتهخاطر « 5 » شديم وبازگشتيم . وچون به ثعلبيه فرود آمديم ، خدمت حسين شديم وتحيّت گفتيم وآن خبر به شرح عرض داديم والتماس كرديم كه از آن عزيمت بازگردد وبا حرم رسول رود . حسين أشك در ديدگان بگردانيد وفرمود : « انّا للّه وانّا اليه راجعون » وجانب
--> ( 1 ) . اى چشم ! بسيار أشك بريز وكيست كه پس از من بر شهداى ما گريه كند ؟ ( 2 ) . بر خاندانى كه مرگ ، چنانكه مقدّر است كاروان آنان را به وعدهگاه مىراند تا وعده به وفا رسد . ( 3 ) . عاقبت ( 4 ) . منزلگاه معروفي است در مسير حجاج بغداد وواقع بين ثعلبيه وخزيميه از سمت كوفه مىباشد . ( 5 ) . رنجيده خاطر